تو با قلب ویرانه من چه کردی؟

ببین عشق دیوانه من چه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم…

تو با بال پروانه ی من چه کردی؟

ننوشیده از جام چشم تو مستم

خمار است میخانه ی من، چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم؟

تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفر کرده ، باخانه ی من چه کردی؟

جهان من از گریه ات خیس باران

تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۵ | 22:56 | نویسنده : Rose |