ای خدا یار من آنجاست حواست باشد

او نشان کردة اینجاست حواست باشد

یار من موی سرش قیمت صد فرهاد است

قصه اش قصة فرداست حواست باشد

گرچه بدجور شکسته است دل تنگ مرا

همچنان شاه غزل هاست حواست باشد

او نگاهم نکند یا نخرد حرف مرا

هرچه هست بین خود ماست حواست باشد

حرف یک عشق قدیمی ست که برعکس شده

درد من درد زلیخاست حواست باشد

آنچه فرهاد نوشته ست به روی تن تو

شرح یک روزه غم ماست حواست باشد

همة دلخوشی و زندگی ام بودن اوست

برود آخر دنیاست حواست باشد

نگذاری احدی تیشه به رویش بزند

شیشة عمر من آنجاست حواست باشد...



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۵ | 20:51 | نویسنده : Rose |